خرید بک لینک
من فاز این کسایی که ادعا میکنن شاخن رو نمیفهمم!خب شاخ ینی چی؟!وقتی کلمه شاخ به ذهنمون میخوره یاد گاو و گوزن و امثال اینا میوفتیم ، درسته عایا؟!خب پس چرا بعضیا میگن من شاخم یا با رفتارشون نشون میدن که شاخن:چرت تر از اون این دخترایی هستن که تازه از دبستان وارد راهنمایی شدن ادعای برتری میکنن ، ینی دلم میخاد جوری بزنمشون که مخشون بپاچه رو کیفاشون :|اصنم ادب حالیشون نیس ، واسش مهم نیس که با فردی میحرفه که ازش بزرگتره ، تو چشات نگاه میکنه و حرف زشت میزنه:/واقعا باید متاسف بود واسه این نسل جدیدیا:|البته موارد گفته شده فقط راجب بعضی افراد صحت دارههمه به دل نگیرن

برچسب: شاخ های فیس بوکی,شاخ های,شاخ های اینستاگرام,شاخ های تهران,شاخ های شیطان,شاخ های شیراز,شاخ های اینستا,شاخ های مشهد,شاخ های ایران,هاي شاخ فيسبوك, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 23:37

William shakespeare said:
I always feel happy. you know why?
Because I don't expect anything from anyone
Expectations always hurt
Life is short
So love your life
Be happy:)
And keep smiling
Just Live for your self and...
Listen ;Befor you speak
Think;Befor you write
Befor you spend;Ea
Befor you pray; Forgive
Befor you hurt; Feel
Befor you hate; Love
that's Life
Feel it, Live it & Enjoy it :)

برچسب: william shakespeare,william shakespeare quotes,william shakespeare plays,william shakespeare biography,william shakespeare poems,william shakespeare facts,william shakespeare birthday,william shakespeare soets,william shakespeare books,william shakespeare love quotes, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 23:37

سلام بر جیگرطلاهایی که اومدن اینجا خوش اومدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تو وبلاگ من فقط مطلبای خلو چلی میخونید ، اصن قاعده و قوانین نداره ، خواستی بخند نخواستیم خب نخند به من چه! کلا بگم اینجا دیوونه خونه وبلاگیه منه هاهاهاهاهاهاهاها برو ولی بازم بیا . اصنم التماس نمیکنما فقط گفتم که بیای ، حالا میخای بیای یا میخای نیای انتخاب خودته . قربون شما ، ماچید کنن فرشته ها ، رو ابرا بخندی ، به ارزو خوشگلات برسی گود گود:)

برچسب: نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:07

اگر یه روزی کوچیک ترین موضوع به ذهنت خورد که همون موضوع یه روزی بزرگترین مشکلت بوده، کاری نکن
فقط سعی کن با جفت با بری تو صورتش و بعد لهش کنی و بعدم دماغشو بگیری بندازیش سطل زباله برای ابد
این کار بهترین روش برای فراموشیه گذشتس
یه روزی میری سراغ همون سطل زباله میبینی کلی خاطرات بیخود داشتی و میشینی بهشون هر هر میخندی میگی ، من چه گذشته مسخره ای داشتم ، و دوباره میخندی

+مطلبی که گفتم مزخرف نبود ، شایدم بود
+اینایی که گفتمو خودم تجربه کردما
+گود گود

برچسب: نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:07

یه چیزو فهمیدم اونم این بود که من در اینده هیچ دنبال کننده ای ندارم
اصن لایک نمیکنن مطالبو
نظر که باد هواااااااااا

:)ولی بازم چرت و پرت میزارم حالا میخاید لایک کنید یا نکنید نظر بدید یا ندید ، دنبال بکنید یا نکنید
بعله بعله

از اون پشتا (همون اتاق فرمان)میگن که باروبندیلتو جمع کن (.....)→[از گفتنش معذوریم حرف بد زد ] برو


=نا امیدی کار بدیه:)
=اتاق فرمان خیلی عصبیه:)
= من برم ، گود گود:)

برچسب: ندارم دستت از دامن,ندارم ترسی از غم,ندارم جز عشقت گناهی, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:07

چن روز پیش به یکی از ارزو های نسبتا کشف نشدم فکر میکردمخب حتما میپرسید چه ارزویی؟!نمیپرسید؟!خو بپرسید دیه!اصن به من چه خودم میگمارزوم عنوان مطلبه:)بعله شما چشماتو بگردون ببر اون بالا عنوانو بخون بعد برگرد اینجا ، یکم تحرک برای سلامتی خوبه:)ارزوم کامیون شکلاتیهخب ینی این که یه روز یه نفری بیاد دم خونمون زنگو بزنه بعدش یه کامیون شکلات بده بهم:) واییییی یه کامیون بزرگ پر از شکلات تلخ و شیرین =ارزوم بچه گونه هم نیس:|=اونجوری نگاه نکن خیلیم ارزومو دوس دارم=من شکلات دوس:)=زیر همین پست بزرگترین ارزوتو کامنت کن:)

برچسب: بازی کامیون شکلاتی,بازی کامیون شکلاتی سارا, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:06

میگویی این چیست؟
میگویم نمیدانم!
میگویی چه رنگیست؟
میگویم نمیدانم!
میگویی از کجا امده است؟
میگویم نمیدانم!
میگویی خواب است یا بیدار؟
میگویم نمیدانم!
میگویی بچه دارد؟
میگویم نمیدانم!
میگویی چه میدانی؟
میگویم نمیدانم!
میگویی پاشو برو
میگویم نمیشود
میگویی چرا نمیشود؟
میگویم چون چیزی نمیبینم



=اینو یکی از دوستام نوشته:)
=خودم خوشم اومد شمارو نمیدونم:)
=منظورش به چی بودو نمیدونم:)
=فک کنم منظورش به اینکه زود قضاوت نکنیم بود:)
=بعله:)

برچسب: میگویی باران را دوست دارم,میگویی باران را دوست داری,میگویی دوستت دارم, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:06

مزخرف ترین قسمت زندگی اینه که از یه سری ادما بترسیادمایی که میدونی بهت هیچ آسیبی نمیرسونن اما تو از همون اول کودکیت تو ناخودآگاه ذهنت ثبت کنی که ادما ترسناکن ، ادما میتونن بهم ضربه بزنن، از کوچیک ترین انسان تا بزرگترینش ، از خانم و اقا ، حتی از اعضای خانوادت هم بترسی خیلی دردناکه ، این فکر تا ابد توی ذهنت جا خوش میکنه و باعث میشه تا عمر داری از تنها موندن تو یه محیط عمومی وحشت کنی.هزار بار با خودت حرف بزنی و بگی دیوونه کسی با تو کاری نداره ، این همه ادم میرن بیرون مگه به همشون آسیب میرسه ، ولی این حرفا فایده ای نداره ، این ترس ملکه ذهنت شده ، ذهنی که تا اب

برچسب: ترس من از اینه,ترس من از حصار برکه نیست,ترس من اینه که روزی,ترس من از مردن در سرزمینی,ترس من,ترس من از فاصله هاست,ترس من از خنده های,ترس من از مردن,ترس من از گم شدن نیست,ترس من از اینه که روزی, نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:06

بزرگترین حماقت من زمانی بود که یکی از دوستامو با دو تا از دوستای دیگم دوست کردم:|ینی متاسفم برای خودم واسه ی این حماقت خیلی بزرگمالان اون سه تا باهم دوستای خیلی صمیمی شدن و من تنها موندم:/فقط خاستم بهتون هشدار بدم که (هیچ وقت) (هیچ وقت)( هیچ وقت) زنجیر رابط نشید برای دوستی های رفیقاتونیه روزی همونا که قبلا همدیگرو نمیشناختن واستون شاخ میشن:مثل دوستای بی وفای من:|=یه جایی ادما خیلی خوب خودشونو نشون میدن :(=مهم نیس که رفتن دوستام ، مهم اینه که الان دوستای جدید پیدا کردم :)=دوستای پاستیلیم دوستون دارمممممم:)=گود گود:))))

برچسب: نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 3:06

صفحه بندی